نوشته ها و نقطه نظرهای خود را برای چاپ
برای ما ارسال کنید . ما سعی می کنیم که این
,نوشته ها را بدون تغییر بنام خود شما چاپ کنیم.
همچنین می توانید در مورد نوشته های دیگران
.شخصا (بدون کمک ما) نظردهید
گردانندگان این تارنما مسئول نوشه های چاپ شده
نیستند. نوشته های رکیک، زننده و یا مغایر با
.چهارچوب ما (شناسنامه) پاک می گردند
September 09, 2010
شهیدای شهر
September 07, 2010
هوشدار
اين پيغام را به دوستان خود نيز برسانيد.
September 02, 2010
حجت الاسلام صدیقی علت اصلی انفجار سکوی نفتی امریکا را مشخص کرد
September 01, 2010
چهار زنه کردن مردان قرن 21
چهار زنه کردن مردان قرن 21
یا قرن 21 را چهارده قرن بعقب کشیدن
سیامک ستوده www.siamacsotudeh.com
از جمله خوش شانسی طرفداران سلطنت یکی هم اینست که بدست گروهی سرنگون شده اند که از خودشان بسی تبه کارترند، و در نتیجه، این شانس را دارند که با انگشت گذاردن روی این تفاوت، بخود، هر چند بسختی، جلوه ای بدهند. این کاریست که آقای گنجی در مقاله خود "چهار زنه کردن مردان قرن 21"، منتها در مقایسه اسلام با نظام مردسالار عرب، البته بطور وارونه، قصد انجام آنرا دارد. او سعی دارد با نشان دادن اینکه تبه کاری ی اسلامی در زمان خودش کمتر از تبه کاری ی جامعه مردسالار عربی ی قبل از آن بوده، قوانین سیاه اسلامی را برای زمان خودش توجیه، و بعنوان قوانینی اصلاحی، یا بقول خودش نوعی حاشیه نویسی اصلاحی بر متن جامعه عربی، بخورد ما بدهد.
او می گوید چند همسری ی اسلامی بهتر از چند همسری ی رایج در زمان خود بوده است، فقط به این دلیل که تعداد زنانی که در اولی می توانسته اند به بردگی یک مرد در آیند حداکثر چهار و ترجیحا یک، و باین ترتیب کمتر از تعداد نامحدود آن در دومی بوده است. چه استدلال خفت باری! درست مثل طرفداران سلطنت که تعداد کمتر اعدامیان در زمان شاه نسبت به زمان کنونی را دلیل برحق بودن نظام سلطنت بر جمهوری اسلامی قرار می دهند.
آقای گنجی فکر می کند، و درست هم فکر می کند، که برای حوزه علمیه قم و بچه آخوندهائی که هنوز ایمانشان را از دست نداده، ولی در برابر موج آزادیخواهی و ضدیت با شریعت متزلزل شده اند، صحبت می کند، برای کسانی که نه با اصل اسلام و جمهوری اسلامی، بلکه با اجرای باصطلاح نا خردمندانه اش در اوضاع و احوال موجود؛ نه با اصل قصاص، بلکه با نحوه ی اجرای آن، و نه با اصل نکاح اسلامی، بلکه با تعداد زنانی که می توانند به نکاح یک مرد و بردگی وی در آیند، مشکل دارند.
اولا او برای امتیاز دادن به اسلام مرتکب دروغ گویی می شود. لغو قصاص بعنوان تنها راه انتقام، و پیش نهادن فدیه و خون بها بجای آن مدتها قبل از محمد در عربستان جاری و رایج بوده است و بهیچوجه از ابتکارات محمد و اسلام نبوده است. همانطور که رابرتسون اسمیت نیز شرح می دهد یکی از وظایف رؤسای قبایل، مذاکره با قبیله مقابل برای توافق بر سر مبلغ خون بها بجای قصاص بوده است. این سنت قبل از محمد، و تقریبا در میان همه ی اقوام بدوی، برای جلوگیری از کشت و کشتار میان قبایل، و بعنوان یک اقدام اصلاحی وضع شده بود و اسلام بر خلاف گفته آقای گنجی هیچ نقشی در وضع آن نداشت. بالعکس، اصلاحیه ی اسلام بسیار نا عادلانه و از اینقرار بوده که اگر قاتل مسلمان باشد از مجازات معاف، و اگر غیر مسلمان باشد قصاص و قتل او واجب بوده است.
ثانیا توصیه گذشت در اسلام در امر قصاص تنها در مورد برادران دینی و نه دیگران بوده، و هیچ مزیت انسانی برای اسلام ببار نمی آورده است. چنانکه در قرارداد مدینه جائیکه محمد برای اولین بار قانون قصاص را برای مسلمانان مرعی می دارد، صراحتا تاکید دارد که "مومنین باید از خون افرادشان که در راه خدا ریخته شده است انتقام بگیرند"[1]. در آیه 178 بقره نیز- که یک آیه قبل از آِیه مورد اشاره ی آقای گنجی است که برای فریب خواننده زیرکانه از آن گذشته و یادی از آن نکرده است، چنین می گوید:
"ای کسانی که ایمان آورده اید مرد آزاد را در برابر مرد آزاد و بنده را در برابر بنده و زن را بجای زن قصاص توانید کرد و چون صاحب خون از قاتل که برادر دینی اوست بخواهد در گذرد، بدون دیه یا گرفتن دیه، کاری است بس نیکو."[2]
البته این نوع تلاش ها، در عرصه ی نظری، جزئی از دست و پا زدن فلاکت باری است که مدتی است بخش زیرک تر متحجرین اسلامی، از جمله کدیور و سروش، اکنون که بیضه ی اسلام به خطر افتاده است، آغاز کرده اند. ولی چیزی که به تلاش آقای گنجی در این مسیر جنبه مضحکی می دهد اینست که در حالیکه امثال سروش از نبوغ فلسفه و سفسطه برای پوشاندن تناقضات دورنی استدلالاتشان برخوردارند، او در فقدان چنین نبوغی کارش به مضحکه می کشد.
اما نکته مهمتر اینکه آقای گنجی بفرض آنهم که در مقایسه ی نظام اسلامی و نظام بدوی، جانب انصاف را رعایت کرده باشد، که ابدا نکرده، تازه با استدلال ابتر خود مبنی بر انتخاب میان بد و بدتر، علیرغم میل خود به دفاع از اسلام، عملا و بطور ضمنی، به افشا و محکومیت آن حکم داده است. چرا که در بهترین حالت، یعنی در حالتی که نظام بدوی ماقبل اسلام را بعنوان بدتر، نظامی تماما مردسالارانه و برده دار بدانیم، چاره ای نداریم جز آنکه خود اسلام را نیز، بعنوان بد، شکل تنها کمی اصلاح شده، ولی ماهیتا تغییر نیافته ی آن، یعنی نوعی نظام پدرسالار و برده دار، قلمداد نمائیم. من فکر نمی کنم کسی بتواند این استنتاج مرا که بر پایه داده های خود فرد مدعی، یعنی آقای گنجی، اخذ شده، مورد کوچکترین شک و بدبینی قرار دهد. واقعا هم که مخالفان یک نظام هرگز نمی توانند آنقدر که هواداران آن قادرند آن نظام را با گفته ها و اقدامات خود به افتضاح بکشانند، آنرا مفتضح کنند. ما اینرا در مورد جمهوری اسلامی در حوادث یکسال گذشته، و در مورد آقای گنجی در مقاله ی مذکورش، هردو، می بینیم.
August 26, 2010
کمپین نجات سکینه، راه نجات از جمهوری اسلامی را نشان میدهد
سنگسار یک اسلحه سیاسی رژیم اسلامی برای حفظ خود است. سه دهه است که این رژیم جنایتکار با شلاق و اعدام و شکنجه و سنگسار جامعه را به بند کشیده و به عمر ننگین خود ادامه داده است. اعدام مستمر نوجوانان و همجنسگرایان و مخالفین سیاسی از جمله قتل عام ده ها هزار نفر از زندانیان سیاسی دفن آنها در گورهای جمعی بی نام و نشان، سنگسار بیش از ۱۵٠ نفر و اکثرا از زنان به "جرم" رابطه جنسی خارج از ازدواج، به شلاق بستن زن و مرد در انظار عمومی و در مقابل چشم عزیزانشان، قطع دست و پا و چشم درآوردن و بقتل رساندن "مجرمین" با پرتاب از بلندی، اعمال انواع شکنجه های جسمی و روانی به زندانیان سیاسی، به گلوله بستن مردم در خیابانها، ترور فعالین و چهره های اپوزیسیون در داخل و خارج کشور بخشی از کارنامه سیاه این حکومت است.
محکومیت سکینه محمدی آشتیانی به سنگسار و اعدام نمادی از ماهیت جنایتکارانه و ضد انسانی رژیم اسلامی است؛ و مبارزه برای آزادی سکینه نیز نماد و بخشی از مبارزه مردم ایران - و جهان- برای خلاصی از شر این حکومت قرون وسطائی است. سه دهه است مردم ایران مبارزات مستمر و پیگیری را در عرصه های مختلف علیه این حکومت جنایتکار به پیش میبرند. این مبارزات در تابستان سال گذشته به اوج خود رسید و توجه جهانیان را بخود جلب کرد. ندا آقا سلطان یک چهره و سمبل این جنبش انقلابی و سکینه آشتیانی نماد دیگری از این جنبش است. ندا قربانی شد ولی سکینه را میتوانیم و باید نجات بدهیم. نجات سکینه گام بزرگی بجلو در مبارزه علیه جمهوری اسلامی و در مقابل کل جنبش اسلام سیاسی در سراسر جهان خواهد بود.
تروریسم اسلامی امروز در خاورمیانه، در شمال آفریقا و در کل جهان دست بجنایت میزند و جمهوری اسلامی ستون فقرات این تروریسم بین المللی اسلامی است. بزیر کشیده شدن این حکومت بقدرت مردم ایران ضربه محکمی به کل جنبش اسلامی در سراسر دنیا وارد خواهد کرد. مردم ایران و مردم جهان باید از شر جمهوری اسلامی خلاص شوند و مبارزات یکساله اخیر و همین کارزار جهانی جاری علیه سنگسار راه واقعی و انسانی رهائی از شر جمهوری اسلامی را به همه مردم دنیا نشان میدهد. راه حل حمله نظامی و محاصره اقتصادی نیست. نباید اجازه داد سناریوی سیاه عراق و افغانستان تکرار شود. راه حل واقعی حمایت مردم و شخصیتها و نیروها و سازمانهای مترقی از مبارزات مردم ایران و طرد و برسمیت نشناختن حکومت اسلامی از جانب دولتها و نهادهای بین المللی است. این تنها راه حل عملی، انسانی، متمدنانه و امکان پذیر برای بزیر کشیدن جمهوری اسلامی است. حتی اگر کسی تنها نگران مساله پروژه هسته ای و حمایتهای جمهوری اسلامی از تروریسم در منطقه است باید از مبارزات مردم ایران علیه حکومت اسلامی حمایت کند. کمپین جهانی علیه سنگسار و اعدام در ایران اکنون در راس این مبارزات قرار دارد. به این کمپین بپیوندید و به هر نحو که میتوانید به آن کمک کنید.
حزب کمونیست کارگری ایران
٢۵ اوت ٢٠١٠، ٣ شهریور ١٣٨٩
August 12, 2010
فقر
ميخواهم بگويم ......
فقر همه جا سر ميكشد .......
فقر ، گرسنگي نيست .....
فقر ، عرياني هم نيست ......
فقر ، گاهي زير شمش هاي طلا خود را پنهان ميكند .........
فقر ، چيزي را " نداشتن " است ، ولي ، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست .......
فقر ، ذهن ها را مبتلا ميكند .....
فقر ، بشكه هاي نفت را در عربستان ، تا ته سر ميكشد .....
فقر ، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفتهء يك كتابفروشي مي نشيند ......
فقر ، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است ، كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند ......
فقر ، كتيبهء سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند .....
فقر ، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود .....
فقر ، همه جا سر ميكشد ........
فقر ، شب را " بي غذا " سر كردن نيست ..
فقر ، روز را " بي انديشه" سر كردن است
